حل شدن مشکل درسی و رفتاری فرزند

 

فرزندی دارم که در مقطع دبستان در حال تحصیل می باشد. از وقتی که وارد مدرسه شد هیچ گونه علاقه ای به خواندن درس هایش نداشت و درس خواندن و انجام تکالیف مدرسه هم برای او اصلا اهمیتی نداشت از همان ابتدای ورودش با مشکلات تحصیلی زیادی روبرو شد به حدی که معلم کلاس اول می گفت که: فرزند شما باید مجددا این مقطع تحصیلی را بخواند.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حل مشکل اشتغال به نحو مطلوب

 

دچار سر در گمی شده بودم، و نمی دانستم چه کار باید انجام دهم، (البته ‏ختومات دیگری هم انجام داده بودم اما جوابی نگرفته بودم)، تا اینکه یکی از دوستان به من گفت که: پنج جمعه به صورت مرتب حدیث شریف کساء را نذر کن تا إن شاء الله به حاجتت برسی.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

شفای بیمار در حال کما

 

روزی در مدرسه یکی از دانش آموزان که متصدی کار اطعام و پذیرایی (تهیه نان و تقسیم غذا) در مجلس حدیث کساء بود را دیدم، و به او گفتم که: برای دو روز دیگر تهیه نان فراموش نشود، گفت: باشد، بعد در ادامه گفت که: سؤال دارم، گفتم: بگو! گفت: شما تا به حال (از مجلس حدیث کساء) حاجتی هم گرفته اید، به او گفتم: خود این که حضرات (ع) اجازه برگزاری این مراسم را با توفیق آن می دهند، این خودش برآورده شدن حاجت است.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

شفای بیماری در مجلس

 

در سال 1431 قمری مطلع شدم که در منزل یکی از همسایگان مجلس حدیث کساء برگزار می شود و در آن شرکت کردم.

‏مجری آن مجلس بعد از درسی از معارف الهی، برای توسل از کتاب حدیث کساء و آثار شگفت حکایت و نقل هایی توضیح دادند که این حدیث چه کراماتی دارد.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

فراهم شدن رزق و روزی حلال

 

به مدت هشت سال به دنبال کار بیمه ام رفته بودم که شاید بتوانم از آن طریق کاری انجام دهم ولی پس از اینکه نتیجه ای نگرفتم آن را رها کرده و به دست تقدیر سپردم.

‏تا اینکه یک روز در مجلس حدیث شریف کساء دلم شکست و به امام زمان (منه السلام) متوسل شدم و از ایشان خواستم همانگونه که مرا از آن همه ضعف های اخلاق و بیماری ها نجات دادند، رزق و روزی حلال نیز نصیبم کنند.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

حل مشکل شغل و خرید مسکن

 

مدتی بود که گرفتاری های بسیاری برایمان بوجود آمده بود، از جمله آن ها این بود که: برای ادای بدهکاری هایی که داشتیم قصد کردیم که منزل مان که سه طبقه بود را دو طبقه از آن را بفروشیم تا بتوانیم هم بدهکاری هایمان را بدهیم و بعد با باقیمانده پول آن منزل دیگری تهیه کنیم.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بهبود وضعیت شغلی

 

همسرم سالها امید ارتقای وضعیت شغلی خود از پیمانکاری به استخدامی رسمی بود، تا اینکه حدود سه سال پیش بدون اینکه انتظار داشته باشیم، نامه ای از تهران به منطقه عملیاتی که همسرم در آن جا مشغول به کار بود، آمد که اسم پنج نفر ازحدود 1500 نفری که به صورت نیروهای پیمانکاری کار می کردند، در آن بود، و یکی از آن پنج نفر به برکت مولا صاحب الزمان (منه السلام و الیه التسلیم) اسم همسرم، برای ارتقای وضعیت شغل (رسمی شدن) بود. علیرغم این فرصت فراهم شده ولی موانعی پیش آمد.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حل مشکل مسکن

 

مدتی بعد که مدت اجاره خانه مان داشت به اتمام می رسید، و یکباره صاحب خانه به ما اعلام کرد که: خانه خویش را فروخته و ما به فکر خانه باشیم، که در موعد مقرر باید خانه را تخلیه کنید. با این اعلام صاحب خانه، با اینکه چند ماه تا زمان تخلیه منزل فرصت داشتیم ولی فورا شروع به جستجو برای خانه رهن و اجاره کردیم، اما با توجه به اینکه پول ما برای رهن و اجاره کم بود، هر کجا که مراجعه می کردیم می گفتند با این پول خانه ای برای شما نداریم، و می گفتند: با این مقدار ‏پول خانه گیرتان نمی آید، محله های مختلف را رفتیم ولی فایده نداشت. از حدود یک ماه پیش از نزدیک شدن موعد تخلیه منزل، اضطراب و استرس من و خانواده ام بیشتر شد، در مجالس حسینیه و زیارتها که می رفتیم برای گشایش و حل مشکل مسکنمان دعا می کردیم، و جستجو می کردیم ولی نتیجه نمی گرفتیم.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

برطرف شدن انواع مشکلات

 

جهت انتخاب همسر متوسل به این حدیث قدسی شدم، و الحمد لله نتیجه گرفتم، و برنامه ازدواج هم طوری بود که ابتدا خانواده عروس مخالف بودند، و با صحبت کردن خانواده بنده با ایشان، موافقت آنها حاصل نمی شد، و باید بنده با خانواده شان حضوری صحبت می کردم، و شرایط محل هم طوری بود که امکان صحبت حضوری با آنها فراهم نبود، در این وقت برای اینکه شرایط گفتگوی حضوری فراهم شود شروع به خواندن حدیث شریف کساء می کردم.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

رفع مشکل بارداری

 

مدت یک سال بود که از خداوند می خواستم: فرزندی به بنده عنایت فرماید، و با اینکه (بنا به نظر پزشکان) مشکلی از لحاظ فرزند دار شدن نداشتم، و آزمایشات نیز اشکالی را نشان نمی داد، اما بچه دار نمی شدم.

‏به برکت اشنایی با فضائل این حدیث آسمانی در مجالس درسی، مصمم شدم برای سلامتی و فرج قطب عالم امکان و پناه دردمندان عالم، حضرت محمد بن الحسن المهدی (علیهما السلام)، ختم 40 روزه تلاوت حدیث کساء ‏گرفته، و در این بین نیز حاجتم را جهت فرزند دار شدن از درگاه ربوبیش مسئلت بنمایم.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

برطرف شدن مشکل ازدواج

 

برادرم برای ازدواج روی دختری نظر داشت که به هیچ وجه آن دختر و خانواده اش با ما و ارزش های خانواده ما مطابقت نداشتند.

‏وقتی عنوان کرد که قصد دارد که با چه کسی ازدواج کند مادرم بسیار از این انتخاب ناراحت شد و نارضایتی خودش را اعلام نمود. همچنین من و خواهرهایم هم وقتی متوجه این انتخاب شدیم به ایشان گفتیم که این انتخاب صحیح نیست باید کمی عاقلانه تر تصمیم بگیرد.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

پیدا شدن مورد گمشده

 

 یکی از روزهای تابستان بود، ماشین ما به علت نقص فنی در تعمیرگاه بود، من و همسر و بچه ها برای دیدن پدر و مادرم می خواستیم به شهرستان برویم، ‏چون ماشین خراب بود ما مجبور شدیم با ماشین کرایه سفر کنیم، ‏به خاطر همین به ترمینال رفتیم و سوار مینی بوس شدیم، ‏یک ساعتی توی راه بودیم تا به شهرستان مورد نظر رسیدیم، ‏و بعد از یک مقدار پیاده روی به خانه پدر و مادرم رسیدیم، ‏چند ساعتی گذشته بود، ‏ناگهان همسرم متوجه شد که کیف دستی اش را که شامل چند فقره چک،‏ کارت شناسایی و تعدادی مدارک خیلی مهم بود در ترمینال گم کرده است

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

گشایش در امر ازدواج

 

چند ماهی بود که در کلاس های معارف الهی در مورد معجزات حدیث کساء و حاجاتی که اشخاص مختلف از این حدیث شریف گرفته اند، صحبت می شد. بسیار عجیب بود! با توجه به اینکه حاجت های به ظاهر خیلی دشوار و حل ناشدنی ‏که توسط حدیث کساء حل شده بود را می شنیدم، ‏ولی درباره حاجت ما آنقدر موانعی اتفاق افتاده بود و مشکلاتی را می دیدیم (از جمله عدم سنخیت روحی و خانوادگی خواستگار) که فکر می کردم در این مورد حاجت من روا شدنش محال است.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شفای بیمار سرطانی

 

چند وقت پیش مطلع شدم که یکی از همکارانمان که مشاور هنرستان است دچار سرطان و وجود غده از ناحیه پرده گوش و پشت سر شده است، به حدی که ایشان از تکلم و حتی بیرون آمدن از منزل محروم گردیده بود و با هیچ کس تا شش ماه نه می توانست صحبت کند و نه دیداری داشته باشد.

‏بعد از آن با توجه به اینکه هر سه شنبه مجلس حدیث کساء را با دانش آموزان و همکاران برگزار می کردیم در همان هفته تصمیم گرفتیم که این حدیث کساء را به نیت شفای عاجل این بیمار برگزار کنیم. در همان هفته مجلس برقرار گردید و پس از پایان مراسم از همه حاضرین خواسته شد که برای شفای ایشان دعا نمایند.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

صاحب فرزند شدن بعد از 7 بار سقط جنین

 

در هشت سال اولیه ازدواج صاحب فرزند نمی شدم و طی این هشت سال شش بار سقط جنین داشتم، البته درطی این مدت آزمایشات کامل در همه زمینه و عکسبرداری انجام دادم، ولی پزشکان علت سقط را نمی دانستند و بعد از آن بخاطر ترس از سقط شدن فرزند بعدی استرس و اضطراب داشتم، اما بعد از آن با توسل به حضرت صاحب الامر‏ باردار شدم، که جهت باقی ماندن فرزند، درطول کل دوران بارداری، عمل جراحی شدم و باید استراحت مطلق و روزانه چندین آمپول تزریق می کردم، تا اینکه صاحب فرزند اولم شدم، با بارداری مجدد بعد از بدنیا آمدن فرزند اول، یک بار هم سقط داشتم، واین هفتمین سقط بود که بعد از ده سال داشتم.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شفای بیماری دردناک 3ساله

 

به خاطر شرایط زندگیم در چند سال اخیر سخت دچار بیماری شدیدی شده بودم، استمرار بیماری، در طولانی مدت بر جسمم طوری اثر کرده بود و دردها افزوده شده بود خصوصا درد شدیدی از زیر گلو تا سینه مرا فرا می گرفت و از خود بی خود می شدم. با وجود رعایت پرهیز های لازم و رعایت رژیم غذایی سالم متناسب با شرایطم، ولی تنظیم خونم نیز به هم خورده بود، مبتلا به قند خون شده بودم، بدون سابقه این بیماری در خانواده، مشکلات جسمیم داشت مرتب افزون می شد، و این درد شدید را در گلو تا سینه 3 سال داشتم.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سحرخیزی و اثرات حدیث کساء بر جنین

 

اثر حدیث شریف کساء روی جنین من طوری بود که انس جنین با حدیث کساء مشهود بود، و در دوران بارداری با شروع من به تلاوت حدیث شریف کساء جنین با حرکتی که انجام می داد بیدار می شد، و این واکنش تا آخر دوران بارداری ادامه داشت، بلکه الآن هم که فرزندم ‏شیرخوار است، این روند تاکنون ادامه دارد ‏و در بیشتر اوقات رأس همان ساعت (تهجد) بیدار می شود و باعث بیداری من هم می گردد.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

فراهم شدن شغل

 

یکی از دانشجویان حوزه های معارف الهی در تماسی برایم از مشکلات فرزندش گفت که: پسرش قبل ازدواج در تاکسی تلفنی کار می کرد، بعد ازدواج کارش را از دست داد و بیکار شد، و کارهای گذرا انجام می داد ولی شغلی که کفایت زندگیش را بکند نداشت، مدرک پسرم دیپلم بود و می گفت چندین جا پیگیری کرده است و دنبال کار می رود، ولی کار مستمر و دائمی جور نمی شود، و این وضعیت (عدم ثبات شغلی) 2 سال طول کشید، وی کرایه نشین نیز بود و پدرش خرجی او را می داد و اقلامی مانند گوشت و برنج را نیز پدرش کمک می کرد، به خاطر فراهم نشدن شغل ثابت، گای هم در خانه می ماند، و کج خلق نیز شده بود، به مرور با همسرش دعوایشان شده، به حدی این موضوع حاد شده بود که عروسم می خواست از او جدا شود.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

تصحیح عقیده و اصلاح رفتار جوان

 

با اینکه پسرم از نظر سن و سلامت جوان کاملی بود، ولی عقیده اش ضعیف بود و نماز نمی خواند، مطالب دینی هم که به او گفته می شد بی اعتنایی می کرد، مجالس دینی را قبول نداشت، بلکه جسارت نیز می کرد! به حدی که در خانه به ستوه آمده بودم، خیلی ناراحت بودم و به خاطر آن گریه می کردم.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

فراهم شدن ازدواج و شغل و رفع مشکل مالی

بنده مشکلات متعددی داشتم، پدرم فوت کرده بود، مادرم نیز سکته مغزی کرده بود، و به علت مشکلات مالی مجبور بودم که در کنار درس خواندن کار کنم، و تحصیلات دانشگاهم را نیز ادامه می دادم. خانه ملکی هم نداشتیم، و عاقبت بعد از مدتی اجاره نشینی، به علت پیدا نکردن خانه ای با اجاره بهای مناسب، به خانه پدربزرگم رفتیم، و به همراه خانواده دایی ام، هر سه خانواده در یکجا و یک منزل زندگی می کردیم، و این امر خود مشکلی دیگر بود.

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

از بین رفتن بیماری بدخیم

 

مدتی بود که دردهای شدیدی در ناحیه زیر شکم داشتم و علتش را متوجه نمی شدم بخاطر همین برای تشخیص آن به پزشک مراجعه کردم، وقتی معاینه توسط پزشک انجام شد پیشنهاد سونوگرافی داد، بعد از چند روز برای انجام سونوگرافی که رفتم بعد از انجام معاینه و عکس، پزشک با کمال تعجب گفت که: تا به حال توده ای به این شکل ندیده ام! توده ای بزرگ همه رحم شما را فرا گرفته است و آنچه درسونوگرافی دیده شد از نوع بدخیم آن است.

 

 

دنباله ی داستان در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته